- نویسنده : محمدصالح افتخاری
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
- کد خبر 80413
- پرینت
سایز متن /
چهار هزار شهید گلستان؛ خونهایی که هنوز با ما سخن میگویند
علی هاشمی مدرس دانشگاه
به نام خدای شهیدان،
خدای عزت، آزادی، عدالت و کرامت انسان.
البرزگلستان/امروز در برابر چهار هزار شهید استان گلستان ایستادهایم؛
اما حقیقت این است که ما در برابر آنان نایستادهایم؛ آنان در برابر تاریخ ایستادهاند و ما را به پاسخگویی فراخواندهاند.
چهار هزار شهید، فقط چهار هزار نام در دفترهای بنیاد شهید نیستند؛
چهار هزار چراغاند، چهار هزار شاهدند، چهار هزار پیماناند؛
و هر کدام با خون خود از ما یک سؤال دارند:
با امانتی که برای شما گذاشتیم، چه کردید؟
ما برای آنان مراسم میگیریم؛
اما آیا راه آنان را نیز ادامه میدهیم؟
آیا اگر شهید امروز در میان ما بود، از اخلاق ما، از رفتار ما، از مسئولیت ما، از عدالت ما و از حال مردم راضی بود؟
نخست؛ شهید به ما آموخت حقالناس مقدس است
خون شهید، حرمت دارد؛
اما حق مردم نیز حرمت دارد.
بیتالمال ملک هیچ فرد و جناح و خانوادهای نیست.
مسئولیت، غنیمت نیست؛ امانت است.
هرکس از قدرت برای خود ثروت، موقعیت و امتیاز بسازد، باید بداند که در برابر همان مردمی مسئول است که شهیدان برای عزت و امنیت آنان جان دادند.
دوم؛ شهید به ما آموخت انسان را کوچک نکنیم
شهید برای تحقیر انسان جان نداد.
ایران برای همه ایرانیان است؛
برای موافق و مخالف، برای پیر و جوان، برای زن و مرد، برای همه اقوام و مذاهب و سلیقهها.
اختلاف نظر، دشمنی نیست؛
مخالف، دشمن نیست؛
و هیچ انسانی را نباید از کرامت انسانی محروم کرد.
سوم؛ شهید یعنی خدمت، نه قدرت
اگر روزی بر صندلی مسئولیت نشستیم، باید به یاد داشته باشیم:
آن صندلی از خون هیچ شهیدی به ما ارث نرسیده است؛ از اعتماد مردم به ما امانت رسیده است.
مسئول خوب کسی نیست که بیشتر دیده شود؛
کسی است که بیشتر خدمت کند.
چهارم؛ شهید با فساد بیگانه است
چگونه میتوان از شهید سخن گفت و در برابر رانت، فساد، تبعیض و دستاندازی به بیتالمال سکوت کرد؟
شهیدی که از جان خود گذشت،
نمیتواند میراث خود را در اختیار کسانی ببیند که از جیب مردم برای خود کاخ میسازند.
راه شهید، راه پاکدستی است.
پنجم؛ شهید ایران را دوست داشت
چهار هزار شهید گلستان، سرمایه یک جریان سیاسی نیستند؛
سرمایه ایران و اسلام اند.
خون آنان نباید وسیله تقسیم مردم شود.
امروز بیش از هر زمان به ایرانِ متحد، آرام و مقتدر نیاز داریم؛
ایرانی که در آن همه احساس کنند صاحب خانهاند، نه مهمان
اگر امروز از شهید سخن میگوییم، باید حرمت خانواده شهید را در زندگی واقعی پاس بداریم.
هفتم؛ ادامه راه شهید، آباد کردن ایران است
جوانی که علم میآموزد،
معلمی که با وجدان درس میدهد،
پزشکی که شرافت را بر منفعت مقدم میکند،
کارگری که پاک کار میکند،
کارآفرینی که اشتغال ایجاد میکند،
و مدیری که در برابر رانت میایستد،
همه میتوانند پرچمداران ادامه راه شهیدان باشند.
شهید
از ما زندگی مسئولانه میخواهد.
هشتم؛ شهید، دشمن زندگی نیست
شهید برای مرگ نرفت؛
برای زندگی عزتمندانه مردم
جان داد.
اگر جنگ تحمیل شود، دفاع مقدس است؛
اما اگر بتوان با عقل، تدبیر و مذاکره، امنیت ایران و جان ایرانیان را حفظ کرد، حفظ جان مردم نیز عین مسئولیت است.
شجاعت فقط جنگیدن نیست؛
گاهی شجاعت، انتخاب عاقلانهترین راه برای جلوگیری از جنگ است.
نهم؛ حاکمیت بیش از همه باید صدای شهید را بشنود
امروز خطاب من فقط به مردم نیست؛
به همه مسئولان نیز هست:
اگر میخواهید از شهید سخن بگویید،
عدالت را اجرا کنید.
اگر میخواهید نام شهید را زنده نگه دارید،
با فساد مبارزه کنید.
اگر میخواهید راه شهید را ادامه دهید،
شایستهسالاری را جایگزین رابطه کنید.
اگر میخواهید مردم پای کشور بایستند،
کرامت مردم را پاس بدارید.
و اگر میخواهید ایران مقتدر باشد،
قدرت واقعی در اعتماد مردم است.
دهم؛ میراث شهید، پیمان میان زمین و آسمان است
شهید از زمین رفت،
اما پیامش در زمین ماند.
قرآن میگوید:
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا…»
آنان نزد پروردگار زندهاند.
پس بیایید کاری کنیم که راهشان نیز زنده بماند.
نه فقط در بنرها؛
در رفتار ما.
نه فقط در سخنرانیها؛
در عدالت ما.
نه فقط در مراسم؛
در زندگی مردم.
نه فقط در خاطرهها؛
در آینده ایران.
و سخن آخر…
امروز در برابر چهار هزار شهید گلستان، دست بر سینه میگذاریم و میگوییم:
شهیدان عزیز!
ما پیمان میبندیم که نام شما را وسیله اختلاف نکنیم.
پیمان میبندیم حق مردم را حق خدا بدانیم.
پیمان میبندیم با فساد و رانت و تبعیض مبارزه کنیم.
پیمان میبندیم ایران را برای همه ایرانیان بخواهیم.
پیمان میبندیم اگر مسئول شدیم، خود را مالک مردم ندانیم؛ خدمتگزار آنان باشیم.
پیمان میبندیم علم، اخلاق، شرافت و ایراندوستی را به نسل بعد منتقل کنیم.
و پیمان میبندیم که خون شما را با زندگی بهتر مردم معنا کنیم.
شما رفتید؛
اما راهتان هنوز باز است.
شما سکوت کردید؛
اما خونتان هنوز فریاد میزند.
شما از خویش گذشتید؛
تا ایران بماند.
اکنون نوبت ماست که از خودخواهی، رانت، فساد، کینه و تفرقه بگذریم تا ایران، سربلند بماند.
سلام بر شهیدان؛
سلام بر مادران و پدران شهیدان؛
سلام بر خانوادههای صبورشان؛
و سلام بر ایران…
ایرانی که اگر قدر خون شهیدانش را بداند،
نه فقط در میدان جنگ،
که در میدان عدالت، اخلاق، علم، آزادی، آبادانی و کرامت نیز پیروز خواهد بود.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
پایان خبر
https://alborzegolestan.ir/?p=80413



