×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

افزونه جلالی را نصب کنید.  .::.   برابر با : Friday, 4 September , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 1 خبر

در آستانه جنگ؛ هنر حکمرانی، پیدا کردن راه بازگشت است

✍️ علی هاشمی ـ مدرس دانشگاه

البرز گلستان: چندی پیش فیلمی درباره مذاکرات رونالد ریگان و میخائیل گورباچف در سال‌های پایانی جنگ سرد دیدم. برایم جالب بود که دو رقیب سرسخت، در نقطه‌ای دریافتند ادامه تقابل می‌تواند هزینه‌ای داشته باشد که حتی پیروزی احتمالی نیز جبرانش نکند.

شرایط امروز ایران البته با آن دوره تاریخی یکسان نیست. اما این فیلم یک پرسش جدی را دوباره پیش روی من گذاشت: وقتی هزینه ادامه تنش بالا می‌رود، هنر حکمرانی چیست؟

به گمان من، پاسخ را می‌توان در پنج نکته دید.

نخست؛ منافع ملی باید از روش‌های رسیدن به آن تفکیک شود.

روابط کشورها ثابت نمی‌ماند. دشمنی‌ها، ائتلاف‌ها و موازنه‌ها تغییر می‌کنند؛ آنچه باید ثابت بماند، تعریف منافع ملی است. حفظ اصول الزاماً به معنای اصرار بر یک روش در همه شرایط نیست. سیاست خارجی زمانی کارآمد است که بتواند میان هدف و ابزار تمایز بگذارد.

دوم؛ مذاکره، بخشی از قدرت است.

مذاکره الزاماً نشانه عقب‌نشینی نیست. کشوری که توان دفاع از خود را دارد و در عین حال راه گفت‌وگو را باز نگه می‌دارد، انتخاب‌های بیشتری دارد. گاهی جلوگیری از یک درگیری پرهزینه، دستاوردی بزرگ‌تر از پیروزی در یک رویارویی است.

سوم؛ تصمیم‌های تاریخی نباید اسیر هیجان‌های روزانه شوند.

فضای عمومی و رسانه‌ای می‌تواند در چند ساعت تغییر کند، اما آثار یک تصمیم درباره جنگ ممکن است سال‌ها باقی بماند. تصمیم‌گیر باید هزینه امروز را در برابر هزینه احتمالی فردا بگذارد؛ حتی اگر انتخاب درست، در کوتاه‌مدت محبوب نباشد.

چهارم؛ هزینه بحران از مرز پایتخت عبور می‌کند.

هر تنش امنیتی، خیلی زود به زندگی واقعی مردم می‌رسد. استان‌های مرزی، بنادر، مناطق صنعتی و شهرهایی که اقتصادشان به تجارت، انرژی و ترانزیت وابسته است، از نخستین نقاطی هستند که اختلال در تجارت، زنجیره تأمین، سرمایه‌گذاری و اشتغال را احساس می‌کنند.

برای همین، ارزیابی یک بحران نباید فقط با شاخص‌های نظامی انجام شود. باید پرسید ادامه تنش چه اثری بر زندگی مردم در استان‌هایی مانند خوزستان، بوشهر، هرمزگان، سیستان‌وبلوچستان، آذربایجان غربی و کردستان خواهد داشت.

پنجم؛ امنیت پایدار فقط محصول قدرت نظامی نیست.

توان دفاعی برای بازدارندگی ضروری است، اما امنیت پایدار به اقتصاد، انسجام اجتماعی، حکمرانی کارآمد و دیپلماسی نیز نیاز دارد. اقتصادی که تاب‌آوری بیشتری دارد و جامعه‌ای که اعتماد بیشتری به آینده دارد، در برابر فشار خارجی نیز دست بازتری خواهد داشت.

از این منظر، درس آن مذاکرات نه «اعتماد به دشمن» است و نه نادیده گرفتن تهدید. درس مهم‌تر، حفظ گزینه‌هاست.

قدرت یعنی بتوانیم از خود دفاع کنیم، اما هم‌زمان راه گفت‌وگو را نبندیم. تهدید را جدی بگیریم، اما همه مسائل را به منطق صفر و یک تقلیل ندهیم. و پیش از آنکه بحران تصمیم را به جای ما بگیرد، هزینه مسیرهای مختلف را بسنجیم.

من از آن فیلم یک نتیجه ساده گرفتم: گاهی مهم‌ترین تصمیم یک کشور، انتخاب لحظه‌ای است که باید از ادامه یک مسیر پرهزینه جلوگیری کرد.

ایران امروز در منطقه‌ای زندگی می‌کند که هر بحران می‌تواند خیلی زود بر تجارت، انرژی، سرمایه‌گذاری، اشتغال و معیشت مردم اثر بگذارد. بنابراین، دیپلماسی را نباید در برابر قدرت قرار داد؛ دیپلماسی یکی از ابزارهای تبدیل قدرت به نتیجه است.

مطالبه روشن است: هر تصمیم درباره تشدید یا کاهش تنش باید پیش از اجرا، از نظر هزینه‌های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی و آثار آن بر استان‌های کشور سنجیده شود و هیچ فرصت دیپلماتیکی که بتواند از هزینه یک درگیری گسترده بکاهد، بدون ارزیابی دقیق کنار گذاشته نشود.

کشور را نباید تا لبه بحران برد و بعد به دنبال راه خروج گشت.

هنر حکمرانی، فقط توان ایستادن در برابر تهدید نیست؛ توان پیدا کردن راه بازگشت پیش از بسته‌شدن همه راه‌هاست.

پاینده ایران

پایان خبر

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.