زندگینامه و وصیتنامه شهید ایوب عباس پور از روستای اوزینه از توابع شهرستان گرگان

به گزارش البرز گلستان به نقل از ایثار واحد گلستان؛ شهید ایوب عباس پور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۴۸، در روستای اوزینه از توابع شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش احمد، راننده بود و مادرش طوبا نام داشت. دانش‌آموز سوم راهنمایی بود که از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سی و یکم اردیبهشت ۱۳۶۵، با سمت دیده‌بان در سردشت هنگام درگیری با نیروهای حزب دمکرات و کومله براثر اصابت گلوله به سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای امامزاده عبدالله شهرستان زادگاهش قرار دارد.

وصیت‌نامه پاسدار شهید ایوب عباسپور
بسم‌الله الرحمن الرحیم
بانام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و درهم کوبنده کاخ ظالمان و ستمگران و یاری‌دهنده مستضعفان و با سلام و درود به یگانه منجی بشریت حضرت مهدی (عج) و نایب برحقش حضرت امام خمینی و با سلام به امت حزب‌الله و همیشه درصحنه.
در این وصیت‌نامه کوتاه خود چند سخنی با امت حزب‌الله دارم.
ای امت حزب‌الله امروز که تمام ستمگران برای نابودی اسلام و کشورگشایی چشمشان به‌طرف کشور اسلامی ما گشوده شده است، این سرزمین به یاری ما نیاز دارد. از صمیم قلب از شما امت حزب‌الله می‌خواهم که امام را تنها نگذارید.
پیر جماران این قلب تپنده انقلاب را تنها نگذارید و همیشه یار و پشتیبان اوباشید و همچنین یاران بزرگوار امام ازجمله آقای خامنه‌ای رئیس‌جمهوری محبوب و دبیر کل حزب جمهوری اسلامی، آقای رفسنجانی رئیس مجلس و همچنین سایر مسئولین خدوم ملت  را یاری کنید  و اما ای امت حزب‌الله گرگان، سنگرهای جبهه را فراموش نکنید.
چندکلمه‌ای با خانواده‌ام دارم، مادر جان خداوند روزی مرا به شما داد و روزی هم از شما خواهد گرفت. مادر عزیزم می‌دانم که غصه خواهی خورد اما نگذار اشک‌هایت دل دشمنان و ضدانقلاب  را شاد کند.
مادر جان از شهید شدن من ناراحت مباش که خداوند مرا مورد لطف و رحمت خود قرار داده و به دیدار خود خوانده است.  اما شما ای پدر بزرگوار که برای من رنج و زحمت‌های فراوان کشیده‌ای. پدر جان از شهادت من ناراحت نباش و بوی من را از دوستان بگیرید. پدر جان از اینکه شمارا ناراحت کرده‌ام مرا با بزرگواری خود ببخش و مرا عفو کن که نتوانستم آن‌گونه که باید مزد زحماتت را بدهم. خواهران عزیز و گرامیم خواهران در عزای من نگریید. زیرا شهید گریه ندارد و خداوند بنده‌های خوب خود را به‌سوی خود می‌خواند و اگر خداوند کسی را زودتر از این دنیا می‌برد به این دلیل است که آن بنده را دوست دارد. از برادر کوچکم هم عذرخواهی می‌کنم که موجب ناراحتی او شدم و امیدوارم در آینده فرد مفیدی برای جامعه و انقلاب اسلامی شود و از خداوند متعال می‌خواهم که به شما خانواده گرامیم صبر و اجر عظیم عنایت فرماید.
انتهای پیام/

نوشته شده توسط محمد صالح افتخاری در دوشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱:۲۶ ب.ظ

دیدگاه