مقاله رسیده/نقش ممتازجوانان روستای یساقی( کردکوی) در قیام پنج آذر ۵۷ گرگان

نقش روستای یساقی (کردکوی) در قیام پنج آذر ۵۷ شهرستان گرگان
بی شک نقش جوانان یساقی در دهه ۵۰ در یکشنبه خونین گرگان مسمی به قیام ۵ آذر ممتاز است. جوانان یساقی در دو امر مهم نقش داشتند اول در تشویق جوانان انقلابی و اسلامگرای روستاهای اطراف به حضور در این مناسبت و دوم در کمک به مجروحان.
۳۰ آبان سال ۵۷ و بدنبال خبر هتک حرمت حرم امام رضا بخصوص خبر شهادت یک جوان سرخنکلاته ای باعث تلخی ذائقه مردم دشت گرگان شده بود. جسارت مأموران شاه به حرم امام رضا (ع) و اعلام عزای عمومی به مناسبت هفتمین روز این واقعه تلخ از سوی علما و مراجع، باعث تنفر عمومی از این اقدام شد.
به گفته شاهدان عینی درحدود ۷۰ الی ۱۰۰ تن از جوانان و مردم یساقی در رویداد مردمی ۵ آذر شرکت کردند. آنها با مینی بوس خود را به امام زاده عبدالله رسانیده و در راهپیمائی که به گفته پلیس امنیت گرگان در حدود ۳۰ الی ۷۰ هزار نفر از مردم گرگان شرکت داشتند، حضور فعال بهم رسانیدند.
باید در نظر داشت که علیرغم عدم دسترسی روستاهای منطقه به تلفن و محدودیت های سفر به گرگان از سوی مردم روستا، پیک های انسانی و جوانان انقلابی مردم شهرهای مختلف و روستاهای غرب گلستان را از این راهپیمائی مطلع نمودند که جوانان یساقی در این آگاهی بخشی نقش ممتاز و درجه اول داشتند. همین امر موجب شد تا روز ۵ آذر سال ۵۷، بزرگترین تجمع در شهر گرگان شکل بگیرد. . این در حالی است که گرگان آن زمان شهری کوچک با جمعیتی اندک بود و حتی مردم روستاها و شهرهای اطراف دسترسی چندانی به وسایل نقلیه نداشتند اما هرطور که بود خود را به گرگان رساندند.
سهم سه تن از شهدای بزرگ یساقی از جمله شهیدعلی پاسندی، شهید علی میاندره، شهید محمد روشنی در سازماندهی و هدایت مردم به سمت راهپیمائی روشن و غیرقابل انکار است. آنها با استفاده از وضعیت پیش آمده با هدایت مردم در مراسم مذهبی و قرائت قرآن تلاش نمودند، مقدمات لازم را فراهم نمایند.

گفتنی است که در این روز ۱۴ نفر از راهپیمایان به درجه شهادت رسیدند و بیش از ۲۰۰ نفر نیز مجروح شدند. در این حادثه دو تن از جوانان آن موقع یساقی بنام های حاج کاظم مفیدی که بعدها قائم مقام مدیرعامل فرودگاههای کشور شد و علی پاسندی که در عملیات فتح المبین به در جه شهادت رسید، نیز بصورت سطحی مجروح شدند.

ساعت حدود ۷:۳۰ تا ۸:۳۰ دقیقه صبح روز یکشنبه ۵ آذر سال ۵۷، جمعیت زیادی در امام‌زاده عبدالله (ع) گرگان تجمع کردند. سپس این جمعیت از امام‌زاده خارج و به سمت میدان مجاور که بعدها میدان شهدا نام گرفت، حرکت نمود. باتوجه به بسته شدن خیابان های مقابل از سوی نیروی پلیس ، با هجمه و دستپاچگی نیروهای امنیتی، راهپیمایان با مقابله آنها بوسیله گاز اشک‌آور و تیراندازی مستقیم مواجه شدند.
در گیرودار تیراندازی مأموران پلیس به سمت مردم بی‌دفاع، عده‌ای از جوانان پارکینگ شهربانی را که مجاورت میدان امام‌زاده قرار داشت را تخریب کردند. عده‌ای هم آتش‌نشانی را به آتش کشیدند و سوار بر خودروها به داخل خیابان‌ها آمدند. برخی از جوانان انقلابی هم برای اینکه تمرکز مأموران پلیس را از خیابان شهدا و محدوده امام‌زاده عبدالله (ع) کم کنند، به کوی افسران حمله کردند .
درگیری‌های پلیس و تعقیب گریز آنان و جوانان انقلابی شهر تا پاسی از شب هم ادامه داشت. شعارهای مردم در آن روز مرگ بر شاه – درود برخمینی، قبر امام هشتم گلوله باران شده- روز و شب شیعیان شام غریبان شده … بود که با طنین رگبار گلوله‌ها با گاز و دود و خون و فریاد، تصویری از جنگ نابرابر حق و باطل به نمایش در آورد. بیمارستان شهر گرگان نیز مورد هتک حرمت گارد قرار گرفت و حتی به افرادی که برای اهداء خون و کمک به مجروحان به آن بیمارستان رفته بودند هم رحم نشد.
در این روز به گفته نزدیکان حاج یعقوب مومنی، چشمان وی در اثر استنشاق گاز اشک آور به شدت آسیب دید که موجب از دست دادن بخش زیادی از قوه بینائی وی در سالهای بعد شد.

در گرماگرم و یا دقائق پایانی راهپیمائی بسیاری از مردم یساقی شرکت کننده در راهپیمائی به منزل حاج محمد مومنی ملابهرام در کوی میرکریمی شهرستان گرگان پناه بردند و بعد از استراحت و فروکش کردن تعقیب و گریزها، غروب همان روز با مینی بوس از گاراژ شهابی به روستای یساقی مراجعت نمودند.
گفته می شد مردم یساقی باشنیدن اخبار تیراندازی در گرگان با نگرانی در سر سه راه بندرترکمن- گرگان منتظر دریافت خبر از وضعیت عزیزان خود بودند.
این یادداشت می تواند با استفاده از خاطرات برخی از شرکت کنندگان در آن رویداد تاریخی غنی تر شود. در تهیه این مطلب از نوار سخنرانی شهید علی میاندره و مصاحبه با سه نفر از شرکت کنندگان استفاده شده است.

نوشته شده توسط محمد صالح افتخاری در دوشنبه, ۰۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۱۱ ب.ظ

دیدگاه