مقاله /تئوری آبراهام مزلو و سلسله مراتب نیازهای انسان (هرم مزلو)

آبراهام مازلو و چگونگی رشد انگیزه در سازمان

در دنیای امروز، برای مقابله با رکود انگیزه در انسان ها باید به مفاهیم انگیزه و انگیزش نوجه بسیار نمود.
همان طور که آدمی طبق نظر آبراهام مازلو برای زندگی به نیاز های اولیه هم چون : خوراک ، پوشاک و … احتیاج دارد، برای بهبود عملکرد خود در زندگی به انگیزه درونی کافی احتیاج دارد. حال این مفهوم زمانی ارزش بیشتری پیدا می کند که در روابط با سازمان و کارکنان نیز بررسی شود.

بهتر است برای آشنایی بیشتر تعریفی از انگیزه و انگیزش ارائه دهیم:

– انگیزه یا motive : اصطلاحا به نیرویی اطلاق می شود که از درون یک فرد را به سمت یک هدف سوق می دهد .
– انگیزش یا motivation : به فرایند یا جریانی اطلاق می شود که از طریق آن ما قادر به ایجاد انگیزه در دیگران می شویم. پس انگیزه به صورت بالقوه در وجود انسان هست و دیگران آن را بر انگیخته می کنند.

در این میان نکته ایی وجود دارد که گاه مفاهیم هدف و انگیزه به اشتباه گرفته می شود ، در حالی که هدف جنبه خارجی داشته و انگیزه جنبه درونی دارد. هدف از این جهت مورد توجه هست که وضعی را به وجود می آورد تا انگیزه های فرد را ارضا نماید .
مثال: دانشجویی که هدفش اخذ مدرک بالاتر دانشگاهی و آکادمیک است، این هدف را دنبال می کند زیرا با اخذ مدرک تحصیلی بالاتر ، موقعیت شغلی و کاری و نیز درآمد وی بیشتر خواهد شد. این موقعیت شغلی و درآمد بیشتر، انگیزه ایی است که در درون فرد وجود دارد و موجب می شود که او به دنبال هدف هایش که عامل بیرونی است حرکت کند.
یکی از تئوری های انگیزشی توسط آبراهام مازلو در سال ۱۹۴۳ به نام انگیزش انسانی ارائه شده است.
این تئوری به عنوان یک تئوری انگیزشی درونی مورد توجه قرار گرفته است ، زیرا نیاز ها و خواسته های تک تک افراد در درون خودشان به وجود می آید و وجود دارد .
تدوین سلسله نیاز ها توسط آبراهام مازلو ضمن اینکه کار ارزشمندی بوده، توانسته در آشفته بازار مدیریت و کسب و کار فضایی برای فکر کردن به اولویت های برنامه ریزی برای انسان ایجاد کند. اما باید به این نکته توجه کرد که مغز آدمی پیچیده تر از آن است که این الویت ها را با چنین نظمی در نظر بگیرد زیرا انسان ها همانند بسیاری از موجوداتی که در طبیعت وجود دارند ، به همان اندازه متغیر ، پویا و گاها غیرقابل پیش بینی هستند.
نظریه آبراهام مازلو در زمینه مدیریت و روان شناسی بسیار ارزشمند است و حال باید کارکرد این نظریه را در مورد سازمان ها و عملکرد کارکنان بررسی کنیم.

کشور ما ایران در راستای توسعه اقتصادی قرار دارد و آن چه در این زمینه ضروری و مهم به نظر می رسد ، نقش تولید و افزایش کارایی سازمان هاست. این نقش و رسالت عظیم، خود متکی بر معیارهای انگیزه و سنجش آن در کارکنان سازمان است . بنابراین مدیران باید از چگونگی رفتار، انگیزه و نیاز کارکنان در سازمان ها آگاهی کاملی داشته باشند.

نیازها چگونه در انسان به وجود می آیند و چگونه ارضا میشوند.

مازلو انگیزش را به عنوان یکی از فرایند های ارضای نیاز به حساب می آورند . نیاز به عنوان یک واژه فنی ، به معنی حالت درونی است که باعث می شود نتیجه یا پیامد خاصی ، جالب به نظر برسد. یک نیاز ارضا نشده تنش ایجاد می کند و در نتیجه در درون فرد نوعی پویایی به وجود می آورد که موجب بروز نوعی رفتار در فرد می شود و او در پی تامین هدف های ویژه ایی بر می آید که چون آن اهداف را تامین کند ، نیاز مزبور ارضا می شود و در نتیجه تنش کاهش می یابد.
کارمندان یک سازمان جز مهمی از ساختار آن به شمار می آیند زیرا عملکرد آن ها می تواند در بهبود عملکرد سازمان و یا حتی تخریب یک سازمان نقش مهمی داشته باشد . بدین جهت مدیران باید به بخش منابع انسانی توجه نمایند، البته که مسئله مهم در کشور ما بسیار نادیده گرفته میشود.
عملکرد کارکنان تحت تاثیر دو عامل یعنی توانایی آنها برای انجام دادن وظایف شغلی و نیز انگیزش در آنان است . در نظریه آبراهام مازلو نیازهای فردی و طبقه بندی این نیازها نسبت به برانگیختگی از درون تاکید شده است و گفته می شود که افراد مختلف نیازمند پاداش های متفاوتی از کار می باشند . آگاهی از طبقه بندی نیازها ، مدیران را با اهمیت نیاز های به مراتب بالاتر آشنا می سازد و به این نتیجه می رساند که در شرایط عادی بیشتر کارکنان سازمان ها از طریق نیازهایی نظیر تعلق به سازمان، احترام به خود و تحقق توانایی های بالقوه خود در محل کار خویش برانگیخته می شوند. وجود پاداش های عادلانه لازمه ایجاد انگیزش در کارمندان است و نیز برای برانگیختن افراد به کار و تلاش ، آن ها باید بدانند که در جهت دست یابی به چه هدف هایی باید فعالیت کنند، به معنای دیگر چشم انداز سازمانی باید برای همگان روشن باشد.

به عقیده آبراهام مازلو آدمی به طور مداوم و پیوسته در حالت برانگیختگی است و فقط برای مدت کوتاهی می تواند به ارضای کامل نیازها برسد و وقتی یک نیاز ارضا شد نیاز دیگری جای آن را می گیرد. و می توان نیازها را به صورت سلسله مراتب و به ترتیب تقدم و تاخر مانند یک هرم دانست.

مدیران در هر سطحی که به اداره امور کارکنان خود می پردازند، با همکارانی سروکار دارند که حالت ها ، سلیقه ها و روحیاتشان تاثیری گسترده بر عملکرد عمومی سازمان و یا موسسه آن ها می گذارد. در این میان افرادی که دل به کار نمی دهند و شور و اشتیاقی برای انجام وظایف خود ندارند ، بیشترین آسیب ها را به اهداف و برنامه های مدیریتی وارد می آورند. دلیل بی انگیزگی افراد را به راحتی نمی توان شناخت، افرادی که دچار بی انگیزگی هستند، اغلب از بروز نگرانی های درونی و نشان دادن ناکامی های خود جلوگیری می کنند، اما معمولا رفتارهایی که از آن ها سر می زند نشان دهنده درون آشفته، روحیه و خلق پایین آن ها است.

با توجه به نظریه ایی که آبراهام مازلو ارائه داده است. از تحلیل این نظریه در ارتباط با انگیزه و همین طور در زمینه کار درمیابیم:

کار باید کارکرد معیشتی و روانی داشته باشد، یعنی کار باید بعد از ۳۰ سال به فرد احساس آرامش بدهد، اگر نتوانستیم این شرایط را فراهم کنیم، شعار داده ایم، زیرا اولین نیاز های انسان را تامین نکردیم.

مدیران می توانند از نظریه آبراهام مازلو در محیط کاری خود بهره گیرند . چارچوبی که آبراهام مازلو ارائه نموده مدیران را یاری می دهد تا با تجزیه و تحلیل نظریات ، نگرش ها ، کمیت و کیفیت کار کارکنان و شرایط شخصیتی آنها، به شناسایی سطوح نیازهای این افراد که همواره به دنبال ارضای آن ها هستند اقدام لازم را به عمل آورند و بعد از شناسایی سطح نیاز هر فرد، مدیر در محیط کار فرصت لازم را فراهم کند تا کارکنان بتوانند نیازهای درونی خویش یا انگیزه های خود را برآورده سازند.

نوشته شده توسط محمد صالح افتخاری در سه شنبه, ۰۲ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۶:۱۶ ب.ظ

دیدگاه