به بهانه گرامیداشت روز روابط عمومی و ارتباطات: ما برای وصل کردن آمدیم/ یادداشتی از فرشته سلطانی مسئول روابط عمومی اداره کل استاندارد گلستان

به بهانه گرامیداشت روز روابط عمومی و ارتباطات:
ما برای وصل کردن آمدیم…

بیش از ۱+۱۲ سال از سابقه خدمتم در حوزه روابط عمومی می گذرد و شکر خدا، نامبارکی اش را پشت سر گذاشته این شغل شریف.
آنچه که گمان می کنم می توان به عنوان یک تجربه حدودا ۵/۱+۱۲ ساله برای تازه واردان این حوزه گفت، عدم وجود استانداردسازی در حوزه روابط عمومی است.
این را از این حیث نگفتم که در مجموعه استاندارد مشغول به خدمت و علاقمند و وامدار آن هستم. به راستی هر خدمتی نیازمند استانداردسازی است.
استاندارد کردن عمل ساده سازی است و در واقع بایستی باعث رفع پیچیدگی های زاید شود.
و از جمله مزایای بی شمار آن می توان به حمایت آن از کیفیت و افزایش بهره وری اشاره کرد.
اصول استانداردسازی می گوید:
استاندارد کردن در کنش های اجتماعی باید با همکاری تمامی افراد درگیر و در فعالیت های اقتصادی با همکاری تمامی افراد ذی نفع و بر اساس یک توافق عمومی صورت گیرد.
لذا ارائه خدمت در روابط عمومی نیز، از این قاعده مستثنی نیست. امری که متاسفانه تا کنون در کشور ما مهجور و مغفول مانده است و به نظر من، یکی از مهم ترین آسیب های روابط عمومی در ایران، همین فقدان استاندارد های مربوط به فعالیت ها و معیارهای سنجش عملکرد در این بخش است. این ضعف سبب شده است تا نقشه راه روابط عمومی ها به اندازه کافی روشن نباشد و یا مدیران سازمان ها در ایجاد توازن بین ظرفیت روابط عمومی و انتظار از عملکرد آنان، دچار برخی تعارضات شوند. بعلاوه آنکه فقدان استانداردهای روشن در این عرصه، عملکرد و نگاه سلیقه ای و بعضاً غیر حرفه ای به روابط عمومی را موجب شده است و گاها انتظارات مدیران از روابط عمومی از منطق و رسالت سازمانی روابط عمومی دور می گردد.
یادم هست مدت زیادی نبود که از حال و هوای دانشگاه در آمده بودم که متوجه شدم سازمان فعلی ام، نیرویی دارای تحصیلات علوم اجتماعی برای پُست روابط عمومی می خواهد.
مراجعه کردم برای مصاحبه و دیری نگذشت که مسئولیت روابط عمومی یک اداره کل بر عهده ام قرار گرفت.
چیزی در موردش نمی دانستم تا اینکه نه چندان آرام و آرام! مرا با شرح وظایفم آشنا کردند.
-: سلطانی، بدو!
-: کجا؟ به کدوم سمت؟
دوربینو وردار همراه مدیرکل برو بازدید واحد تولیدی. باید عکس بگیری.
-: آهان، پس من باید عکاسی کنم ؟
-: آره! و یه سری کارای دیگه! عکاسی ام توش هست!
-: سلطانی، گزارش و خبر این بازدیدو تنظیم کردی؟
-: اوه، نمی دونستم، پس من باید عکاسی و تنظیم خبر و گزارش نویسی رو انجام بدم
-: آره، بعلاوه یه سری کارای دیگه!
-: سلطانی، دیدی اون روزنامه در باره مون چی نوشته؟ یالله جوابیه تنظیم کن
-: او! پس یادم باشه که رصد و پایش مطبوعات و جراید رو هم در نظر داشته باشم
-: آره! آره
-: سلطانی، با خبرنگارا قرار کنفرانس خبری رو گذاشتی؟
-: آه، پس کلا کار من سروکار داشتن با رسانه هاس!
-: آره، رسانه و چیزای دیگه!
-: سلطانی، یادت باشه یکی از وظایف اصلیت هم، حل و فصل کردن اختلافا و برطرف کردن شائبه ها، روشن کردن افکار و بهبود روابط درون سازمانی همکاراس ها
-: حتما! خیلی ام خوبه. باعث افتخارمه که یه همچین نقشی تو سازمان داشته باشم
– : سلطانی، بنر تبریک ایام رو زدی؟ مادربزرگ فلانی فوت کرده، اظهار تسلیت کردی؟
-: فلانی بچه توراهی داره، تو چرا بی خبری سلطانی؟! روابط عمومی باید چشم بینای اداره باشه
-: سلطانی، همکارا بعد همایش یذره خسته اند. یه برنامه تفریحی تفرجی بچین بچه ها رفرش بشن
-: حزب فلان با مدیرکل فلان دستگاه اجرایی زاویه داره، می خواد کله پاش کنه. تو باید این مناسباتو بدونی!
-: تولد فلانیه، تبریک گفتی؟
-: تا حالا کتاب نوشتی سلطانی؟ چون باید یه کتابچه مفصل از عملکردمون تهیه کنی!
-: مجری بودی تا حالا؟ هر وقت مجری پیدا نکردیم، باید بری پشت تریبون.
-: به گویندگی رادیو علاقمند هستی؟! چون صبحها باید زنگ بزنی رادیو، پیام صبحگاهی بذاری. رو صدات کار کن. یخورده صبحا آبجوش و نشاسته بخوری، درست می شه!
-: یادت نره برگزاری مراسم گرامیداشت امسال با توئه ها.
-: گچ دیوار ریخته، کجایی تو؟ باید به عنوان روابط عمومی حواست به جلوه ظاهری اداره ام باشه.
-: سلطانی، تبلیغات شهری مون ضعیفه، دقیقا الان چیکار می کنی تو ؟!!
-: سلطانی، خبرنگار صدا و سیما نرسید. خودت دوربینو وردار، تصویر بگیر، برو رو آنتن!
-: سلطانی، سخنران با تاخیر می یاد، سر مهمونا رو گرم کن تا سخنران برسه!
-: سلطانی دست به قلمت خوبه؟ یه چندتا سرمقاله و لوح تقدیر لازم داریم
-: سلطانی یادت نره…
-: سلطانی یادت باشه….
النهایه دریافتم از خیر ترسیم و تشریح شرح وظایفمان بر روی کاغذ بگذرم و آن را در یک جمله خلاصه کنم…
ما برای وصل کردن آمدیم…
اگر هم بخواهیم خودمان را به قول آقای «مهران مدیری» در برنامه «دورهمی» به یک شیء تشبیه کنیم، ما یک آچار فرانسه ایم، و اگر تا حالا نشده ایم، باید بشویم!
صد البته این نعمتی غنیمت بوده و ما هر چه که آموختیم و هر مهارتی که –هر چند اندک- کسب کردیم، صدقه سر همین شرح وظایف گسترده بوده و خوب، اگر منصف باشیم برای آموختن این همه مهارت می بایست هزینه های گزافی پرداخت می کردیم اما ما با آزمون و خطا، بعضا هزینه هایی را هم در این سالها به سازمانهایمان تحمیل کرده ایم!
اما در بازگشت به اصل بحث باید بگویم: آسیب شناسی روابط عمومی ایران چند واقعیت را برای ما روشن می کند:
اول اینکه روابط عمومی در کشور ما، نه توسط کارگزاران و فعالان روابط عمومی و نه توسط مدیران و مسئولین، به درستی فهم، درک یا شناخته نشده است. عدم وجود ساختار غنی، مکفی و کارآمد و نیز عدم وجود استقلال عمل لازم روابط عمومی ها، نشان از این مدعا دارد و نهایتا منجر به این می گردد که در برخی موارد روابط عمومی ها تنها مجری منویات و خواست مدیرانی هستند که اساساً اعتقادی به روابط عمومی به عنوان یک تخصص، حرفه یا جایگاه مشاوره آن برای سازمان ندارند. در نتیجه، روابط عمومی از هدف و رسالت خود دور می شود.
دوم اینکه تعریف غیرکارشناسی ساختار روابط عمومی و ترکیب آن با دیگر واحدهای سازمانی، روابط عمومی را از ماهیت و مسیر اصلی منحرف کرده است.
سوم، بخش قابل توجهی از مدیران و کارکنان روابط عمومی (بخصوص مدیران) تخصص روابط عمومی ندارند و همچنین آموزش های بدو خدمت و ضمن خدمت را پیگیری نمی کنند و وقعی به آن نمی نهند.
چهارم اینکه رابطه دانشگاه و روابط عمومی سازمان ها یا به طور کلی قطع است یا رشته ای ضعیف از چنین رابطه ای وجود داشته و ناکارآمد است. این باعث می شود هم دانشگاه درکی از واقعیت عرصه روابط عمومی نداشته باشد و هم سیستم اجرایی روابط عمومی از پویایی و آبشخور تخصص دانشگاهی بی نصیب بماند. یکی از نتایج این ارتباط ضعیف، نگارش منابع کاربردی حوزه روابط عمومی، توسط مجریان روابط عمومی است که عمدتاً از پشتوانه و مبناهای علمی برخوردار نیستند.
ما نیازمند تدوین یک استاندارد غنی و قوی در حوزه روابط عمومی هستیم که از گنجینه مطالعه و تجربه به طور توامان بهره گیرد، با پژوهش میدانی از واقعیت روز دنیای روابط عمومی در کشور مطلع و از پیشینه مطالعات کشورهای توسعه یافته نیز مستغنی گردد؛ وضعیت موجود روابط عمومی را بر اساس الگو و مدل تعریف شده تشریح، وضعیت مطلوب را تعریف و نقشه راه را ترسیم کند، می تواند گام موثر و مفیدی برای استانداردسازی روابط عمومی در کشور باشد.
در این مسیر، برای اینکه فرایند استانداردسازی با مدل های زیربنایی مدیریت کیفیت بیگانه نباشد، می بایست نقشه راه را با نگاه به این مدل ها چید و به طور کلی مجموعه کار روابط عمومی را در دو فاز اصول (پژوهش، برنامه ریزی و ارزیابی) و فنون (اجرای فعالیت ها) تعریف کرد.
به امید روزی که جامعه روابط عمومی، با شناخت صحیح از خود و تقویت توانمندی هایش، خود را به نحو شایسته به جامعه خود معرفی کرده و اسباب قرار گرفتن خود را در جایگاه شایسته اش، فراهم نماید.

فرشته سلطانی
مسئول روابط عمومی اداره کل استاندارد گلستان

نوشته شده توسط محمد صالح افتخاری در چهارشنبه, ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۰۵ ق.ظ

دیدگاه